تبلیغات
اس ام اس طلایی

شنبه 31 شهریور 1386 - 05:09 ق.ظ


با سلام. میبینم که روز به روز داره به تعداد بازدیدکنندگان عزیز بیشتر میشه. به امید روزی که مثل 2-3 ماه پیش روزی 6000 بازدید کننده داشته باشیم در ضمن سیما جان هم بزودی به جمع نویسندگان اضافه میشه...منتظر رامین هستم تا پسووردش رو بگیره و وبلاگ رو آپ کنه.

یه سری جوک و اس.ام.اس براتون میزارم امیدوارم که خوشتون بیاد..نظرتون هم در موردش بگید.

____________________________________________________________

یادت باشه تعطیلات به زودی تموم میشه و بعدشم درس و امتحانات انتظارت را میکشه (ستاد کوفت کردن تعطیلات تابستانی)

---

گرمم از حرارت وجود تو، می خواهم به درگاهت سجده کنم، عاشقانه می پرستمت و صادقانه به گناهانم اعتراف می کنم و به لطف و بخشش توامیدوارم.الهی به امید تو

---

این همه خونی که دنیا در دل من می کند جای من هر کس که باشد ترک دنیا می کند.

---

خداوند به فرشتگان عقل داد بدون شهوت , حیوانات را شهوت داد بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل.هر انسانی عقلش به شهوتش غلبه کند بهتر از فرشتگان است .هر انسانی شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حیوانات است

---

چقدر عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره... . تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه... . تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده... . تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد... . و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه

---

اگر یه روز تنها شدی اگه دیدی بغض كردی ولی دلیل گریه كردن پیدا نمی كنی بدون كه دل خدا برات تنگ شده میخواد صداش كنی

---

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد، بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست

---

کاش قلبم در د پنهانی نداشت چهره ام رنگ پریشانی نداشت کاش برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت

---

چقدر خوبه ادم یكی را دوست داشته باشه نه به خاطر اینكه نیازش رو برطرف كنه نه به خاطر اینكه كس دیگری رو نداره نه به خاطر اینكه تنهاست و نه از روی اجبار بلكه به خاطر اینكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

---

آتشی روشن کرده ام و عهد بسته ام تا خاموش شدنش برایت دعا بخوانم تمام کارهایت رو به راه خواهند شد چرا که من هیزمی دیگر در شومینه انداخته ام

---

آنکسی که میگفت :دوستت دارم عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت و صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید:دوستت دارم

---

دوستت داشتم.... یادت هست؟.......ولی تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن....رفتم بزرگ شم ولی انقدر بزرگ شدم که دوست داشتن از یادم رفت

---

طبق قانون بقای شادی هیچ شادی از بین نمیره؛

.

.

.

.

.

.

.

بلكه فقط از دلی به دلی دیگه جابه جا می‌شه..

---

نمی دانم چرا این گونه هست؟

وقتی نگاه عاشق کسی به توست می بینی

اما،دلت بسته به مهر دیگری است.

بی اعتنا می گذری وعاشقانه به کسی می نگری...

که دلش پیش تو نیست.

گرصدسال پس ازمرگم قبرم رابشکافی وهنوزقلبم وجودداشته باشدخواهی دید که روی آن نوشته شده است فقط تورادوست دارم

---

هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند

---

داشتیم تو جاده میرفتیم كه چشمم افتاد به یه تابلو كه روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل میـــخواد نه دلیـــل

---

تو كوله بارت عشق میزارم كه بگذریم،قلب میزارم كه جا بدی،اشك میدم كه همراهیت كنه و مرگ كه بدونی باز بر می گردی پیشم

---

اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نمیکنم...اگر زندگی بلد نباشم زندگی نمی کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو یاد میگیرم

---

اگر می توانستم مجازاتت کنم از تو می خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی

---

پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند

---

چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

---

عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقی مقدورهر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست

---

هیچ چیز بیش از یک لبخند تمسخر آمیز، دهان زیبا را زشت نمی کند

---

یارو ترکه چربی داشته میره دکتر، دکتره میگه روزی 4 کیلومتر بدو.

بعد یه هفته ترکه زنگ میزنه به دکتره میگه : دکتر رسیدم لب مرز حالا چی کار کنم؟!!!

---

یه ترکه زنشو داشته کتک می زده چند نفر سر می رسند میگند بابا چرا می زنی این بیچاره رو می گه نمی دونم اگه می دونستم که می کشتمش

---

یه روز یهتركه با خانمش میره در یه مغازه و میگه آقا اون صابونی رو كه دیشب بهمون دادی شبیه پنیر بود اصلا كف نمی كرد یارو میگه آره داداش شما دیشب پنیر هم از من خریدید.تركه بر میگرده به خانمش میگه :پس اونی كه ما دیشب خوردیم صابون بوده.

---

تشابه آب هویج بادامن كوتاه چیه؟ هردو تا برای نور چشم خوب هستن

---

میگن عباس قادری ثابت كرد خوانندگی تیپ نمیخواد -هایده ثابت كرد خوانندگی هیكل نمیخواد -شماعی زاده ثابت كرد خوانندگی صدا هم نمیخواد

---

به یك نفرمیگن فرق حادثه وفاجعه چیه....میگه تویك كشتی مسافری باشی درحال مسافرت یه باره مادرزنت بیفته توآب به این میگن حادثه اماوقتی كه یه نجات غریق بره اونو بیاره بیرون میشه فاجعه

---

روز یه لره می ره پیش خداو می گه خدا جون چرا این زنها رو زیبا آفریدی و خداوند در جواب میگه عزیزم برای اینکه شما مردها بهشون دل ببندید و باز مرد می پرسه خب حالا خدا چرا پس اینقدر احمق آفریدیشون و خداوند باز هم در جواب می گه : عزیزم برای اینکه اونها همه به شما دل ببندند

---

لره داشته توی خیابان راه میرفته كه یكی از راه میرسه

محكم میزنه توی گوشش

لره  بر میگرده به طرف میگه شوخی بود یا جدی؟

طرف جواب میده خیلی هم جدی بود

لره  میگه خوب شد چون من اصلا با كسی شوخی ندارم

---

یه تركه چوب سیگارش بلندبود.

بهش میگن چراچوب سیگارت اینقدربلندهستش!

میگه به خاطراینكه دكتربمن گفته هرچه

میتونی ازسیگاردوری كن

---

روزی دو مگس بر روی سر مرد تاسی مینشین مگس كوچیكتر میگه پدر من تشنمه  باباش میگه پسرم در این بیابان بی اب و علف از كجا برات اب پیدا كنم

_____________________________________________________

فعلا خدانگهدار


ارسال شده در

[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[نادر نادری | لینک ]
نوشته های پیشین ...