تبلیغات
پنجشنبه 5 مهر 1386 - 05:09 ق.ظ
سلام شیلا جون.ممنون که نظر میدی...اینم به افتخار نظرات دل گرم کننده تو
هیچگاه آخرین نگاهت را فراموش نمی کنم نگاهی سرشار از عشق صمیمیت و محبت .امروز سالها از آن روز می گذرد ولی تو هر گز بر نگشته ای ..صدایت در گوشم زمزمه می شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولی من تو را می خواهم نه خیالت را
همیشه باران وقتی می بارید كه او پر از گریه بود
گریه را دوست نداشت
همیشه هنگامی گریه می آمد كه دلش شكسته بود
دلش را هم دوست نداشت
همیشه زمانی دلش می شكست كه، او را می دید
اما او را دوست داشت و همیشه از او و دلش و گریه می گذشت
اما از باران نه تمام مشكل همین جا بود او باران را دوست نداشت.
اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توی زندگی یه وقتا ، تنهایی رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توی دنیا ، دل به تو سپرده بودم
آنکس که می گفت دوستم دارد، عاشقی نبود که به شوق من آمده باشدرهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دوستت دارم...
---
همیشه با به دست آوردن اون کسی که دوستش داریم نمیتوانیم صاحبش شویم، گاهی لازمه ازش بگذریم تا بتونیم بدستش بیاریم.
نمی دونم گنجشک ها که شبیه هم هستند چه جوری همدیگه رو می شناسن و نمی دونم چند نفر
شبیه من هستند که تو دیگه منو نمی شناسی
من برای سال ها مینویسم ......
سال ها بعد كه چشمان تو عاشق میشوند.......
افسوس كه قصه ی مادربزرگ درست بود......
همیشه یكی بود یكی نبود!
چقدر عجیب كه تا فریاد نكشی كسی به طرفت برنمیگرده تا گریه نكنی كسی نوازشت نمی كنه تا وقتی كه مریض نشی كسی برات گل نمی یاره تا قصد رفتن نكنی كسی به دیدنت نمی یاد......... و تا وقتی نمیری كسی تو رو نمی بخشه
من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام.... من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام.... آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام
یكی بود یكی نبود اون كه بود تو بودی اون كه تو قلبه تو نبود من بودم.
یكی داشت یكی نداشت اون كه داشت تو بودی اون كسی كه هیچ كسی رو جز تو نداشت من بودم.
نمی دانم که دانست او دلیل گریه هایم را؟ نمی دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟
و می دانم که می دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اینگونه دل بستم
افلاطون می گه: " اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه
به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نیستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهایی گفتم: تا تو رو دارم تنها نیستم موند و هم دم و مونسم شد
بیادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی : 1ـ اتوبوس ۲ ـ مترو ۳ ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد
گر خواستی یه کسی ، عاشق هم نفسی ، عمرشو حیرونت کنه ، جونشو قربونت کنه ، جون مادرت رو ما یکی حساب نکن
هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن هر چی دلسوزتر باشی بیشتر سرت کلاه میذارن هر چی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن هر چی آرومتر باشی فکر میکنن آدم ضعیفی هستی هر چی بیشتر به فکر دیگران باشی بیشتر حقتو میخورن هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن
خدایا خونمون بوی بهشت میده... هنوز قالی خونمون بوی بهشت میده آخه مامان صبح تا شب روی این قالی راه میره.... خدایا منو هیچوقت از بهشتم دور نکن ...... آمــیــــــــــــــن
هرگز یک دوست قدیمی را ترک نکنید. جانشینی برای او پیدا نخواهید کرد. دوستی مانند شراب است. هر چه کهنه تر، بهتر
كاش میخك بوی تنهایی نداشت...لحظه های وصل پایانی نداشت...برگ های آخر تقویم عشق...حرفی از یك روز بارانی نداشت
دلم گرفته از آدم هایی که می گن دوست دارم اما معنی شو نمی دونن از آدم هایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن از اونایی که زیر بارون برات می میرن و وقتی آفتاب می شه همه چیز یادشون میره
می خوام برات یه یادگاری بنویسم . گفتم:کجا ؟ گفت : رو قلبت . گفتم مگه می تونی ؟ گفت : آره سخت نیست ، آسونه. گفتم باشه .بنویس تا همیشه یادگاری بمونه. یه خنجر برداشت . گفتم این چیه ؟ گفت : هیسسسسس. ساکت شدم . گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی . خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت . دوستت دارم دیوونه. اون رفته ، خیلی وقته ، کجا ؟ نمی دونم . اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده. دوستت دارم دیوونه
برادر کوچکم از من پرسید پنج وارونه یعنی چه؟ من به او خندیدم. کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوار و درختان دیدم. باز هم خندیدم. گفت: دیروز خودم دیدم که مهران پسر همسایه پنج وارونه به مریم می داد. آنقدر خندیدم که طفلک ترسید، بغلش کردم و بوسیدمش و گفتم: بعدها وقتی که باران بی وقفه ای در سقف کوتاه دلت را خم کرد، بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد
با عرض سلامی به بلندی بیل، به محكمی كلنگ، به گردی اسامبلی، به سرعت فرغون، به تیزی شاقول، به انعطاف پذیری طناب، به لبریزی دوغآب، به سفیدی سیمان، به صافی ماله، به وسعت بشكه، به معرفت عمله، به قدرت كارگر، به ظرافت گچ كار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب كار، به رشادت مهندس، به صلابت جوشكار، به محبت صافكار، به رفاقت همكار، به سر كار گذاشتن توی بیكار
میگی گل رو دوست داری ولی میچینیش... میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش... میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش... چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟
عاشقی آن است که بلبل با رخه گل میکند... 100 جفا از خار میبیند باز هم تحمل میکند... یا تحمل میکند یا تکیه بر گل میکند... عاشقی پنهان نماند عاقبت گل میکند
--