تبلیغات
یکشنبه 1 مهر 1386 - 02:09 ق.ظ
وصیت نامه
روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو
«
نامت چو آوازی همِشه بر لب او بود
:من خوب می شناختمش .حتی زمان مرگ
آن لحظه های پر ز درد و غم و غروب
آن بیقرار عشق
چشم انتظار دیدن رویت نشسته بود
. »روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
«
هر روز در درخشش خورشید تابناک
هر لحظه در برابر آیینه ی زمان
آن دختر سکوت ؛
در انتظار دیدن رویت نشسته بود
:شب در میان تاریکی در نور ماهتاب.»روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
«
هرگز خیانتی به دستان تو نکرد
هرگز نگاه پاک و زلال تو را ؛
با هیچ چشم سیاه مستی عوض نکرد
تا آخرین نفس ؛
در انتظار دیدن رویت نشسته بود
:جز تو دلش را به هیچ کس امانت نداد . »روزی اگر سراغ من آمد به او بگو
:افسوس
! دیر شد ؛ ای کاش !کمی زودتر می آمدی
. »اما بگو
«
حتی در آن جهان
آن خفته ی خموش ؛
در انتظار دیدن رویت نشسته است
: من خوب می دانم .»روز ی اگر
.......اما ؛ نه ؛
او هیچوقت دیگر نمی آید
.کاش عمرم را به پایش هدر نمی کردم
خواهشا نظر بدید.......................اگه می خاین وب مثل قبل شه
--